هوش‌های چندگانه گاردنر

0
2400
هوارد گاردنر
هوارد گاردنر

هوش‌های چندگانه گاردنر. تفاوت‌های فردی یادگیرندگان ازنظر ویژگی‌های شناختی و هوش همواره برای معلمان، مربیان، استادان مسئله‌ای جدی بوده است. به همین دلیل سنجش هوش از دیرباز موردتوجه روانشناسان و پژوهشگران حوزه مسائل آموزشی و تربیتی قرار گرفته است.

پیشگامان روانشناسی هوش

فرانسیس گالتون و جیمز مک‌کین کتل از نخستین کسانی بودند که با روش علمی به مطالعه تفاوت‌های فردی پرداختند. بااین‌حال، در دهه اول قرن بیستم آلفرد بینه به کمک دستیار خود تئودور سیمون نخستین آزمون عینی هوش را تهیه و تلاش کردند تا هوش را اندازه بگیرند. بینه و سیمون در آزمون هوشی از تکالیف مختلفی استفاده می‌کردند تا یادگیرندگان را در هر سطح و کلاسی از یکدیگر متمایز سازند.

تأثیر کارهای پیشاهنگ بینه بر اندیشه‌های روانشناسان بعدی علاقه‌مند به مطالعه و سنجش ویژگی‌های هوش انسان بسیار چشمگیر بوده است. ازجمله، تا مدت‌ها این سؤال در بین صاحب‌نظران مطرح بوده است که هوش یک مفهوم یگانه است یا چندگانه.

نظریات کلاسیک در مورد هوش

دو نظریه کلاسیک در این زمینه نظریه اسپیرمن و نظریه ترستون هستند. اسپیرمن بر اساس بررسی روابط بین آزمون‌های مختلف توانایی‌های ذهنی و حسی، عامل g را استنباط کرد. هرچند که او علاوه بر عامل g عوامل دیگری را نیز مشاهده کرد که آن‌ها را عامل‌های اختصاصی یا S نامید. بااین‌حال نظریه او را نظریه یک عاملی می‌نامند. در نقطه مقابل آن نظریه توانایی‌های ذهنی اولیه توسط ترستون مطرح شد.

ترستون اعتقاد داشت که هسته اصلی هوش نه در یک عامل بلکه در هفت عامل درک کلامی، سیالی کلامی، سهولت عددی، تجسم فضایی، حافظه دیداری، سرعت ادراکی و استدلال قرار دارد. بحث هوش یک عاملی و چندعاملی که در ابتدا توسط اسپیرمن و ترستون مطرح شد به یکی از مجادله‌های بی‌پایان در روانشناسی مبدل گشت.

در این زمینه الگوهای سلسله‌مراتبی هوش دیدگاه بینابینی را برگزیدند. آن‌ها می‌پذیرند که تعدادی توانایی جداگانه وجود دارد، بااین‌حال آن‌ها بیان می‌کنند که این توانایی‌ها در یک الگوی سلسله‌مراتبی با یک یا چند عامل غالب در بالای سلسله‌مراتب قرار دارند. ازجمله این الگوها می‌توان به الگوی ساخت ذهنی گیلفورد، الگوی هوش سیال و متبلور کتل، الگوی ورنون درنهایت الگوی کارول اشاره کرد.

همه این نظریه‌ها یعنی کلاسیک و سلسله‌مراتبی، نظریات روان‌سنجی هوش نامیده می‌شوند. آن‌ها به تحلیل روابط بین آزمون‌های خاص متکی بودند. آزمون‌های هوش بر اساس این نظریه‌ها بیشتر توانایی کلامی، روابط میان مفاهیم کلامی و تفکر ریاضی- منطقی را اندازه می‌گیرند.

هوارد گاردنر

هوارد گاردنر در اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ ادعا کرد که‌ عقاید قدیمی در مورد هوش و سنجش آن‌که در حوزه‌های آموزشی و روانشناسی طی صدسال گذشته به‌کاررفته‌اند نیازمند اصلاح جدی است. ازاین‌رو نظریه هوش‌های چندگانه خودش را مطرح کرد.

گاردنر هوش را به‌عنوان توانایی حل مسائل یا ساختن چیزی باارزش تعریف کرد. در این نظریه به‌جای توانایی‌های چندگانه که با هم هوش را می‌سازند، هشت نوع هوش مجزا و مستقل از یکدیگر معرفی شده است. این هشت نوع هوش عبارت‌اند از: زبانی یا کلامی، منطقی- ریاضی، فضایی، موسیقایی، بدنی- جنبشی، درون فردی، میان فردی و طبیعت‌گرایانه. در زیر به توضیح مختصر هر یک می‌پردازیم.

انواع هوش‌های چندگانه گاردنر

  1. هوش زبانی یا کلامی: هوش زبانی شامل حساسیت به زبان گفتاری یا نوشتاری، توانایی یادگیری زبان‌ها، اندیشیدن در قالب کلمات و استفاده از زبان به‌طور مؤثر برای فهماندن مقاصد خود به دیگران و درک مقاصد آنان جهت دستیابی به اهداف خاص است. نویسندگان، روزنامه‌نگاران، شعرا و سخنوران در بین کسانی هستند که گاردنر فکر می‌کند دارای هوش کلامی بالایی هستند.
  2. هوش منطقی- ریاضی: هوش منطقی- ریاضی شامل توانایی درک اصول علت و معلولی، ظرفیت و توانایی تحلیل مسائل و مشکلات به‌صورت منطقی، توانایی استدلال کمی و ریاضی، انجام عملیات ریاضی است. با عبارت دیگر، آن شامل توانایی تشخیص الگوها، استدلال استقرایی و تفکر منطقی است. این نوع هوش اغلب با تفکر علمی و ریاضی تداعی می‌شود.
  3. هوش موسیقیایی: هوش موسیقیایی شامل توانایی پردازش ذهنی موسیقی برای شناسایی الگوها و همچنین توانایی به خاطر سپردن این الگوها و حتی دست‌کاری و کنترل این الگوها، مهارت در آفریدن و نقد و بررسی الگوهای موسیقیایی و ارج‌گذاری موسیقی است. بر اساس نظر گاردنر هوش موسیقیایی اغلب ساختاری موازی با هوش کلامی- زبانی دارد.
  4. هوش بدنی- جنبشی: هوش بدنی- جنبشی شامل توانایی استفاده ماهرانه از حرکات بدن و کار کردن با اشیاء، توانایی استفاده از قسمتی یا تمامی بدن خود برای حل یک مسئله یا تولید یک فراورده است.
  5. هوش فضایی: هوش فضایی شامل توانایی بازنمایی جنبه‌های فضایی دنیا در ذهن خود، توانایی تشخیص جزئیات امور و تجسم و تغییر اشیاء دیداری به‌طور ذهنی و همچنین توانایی تفکر سه‌بعدی است.
  6. هوش میان فردی: هوش میان فردی به توانایی درک قصدها، انگیزه‌ها و تمایلات دیگران و تعامل اثربخش با آن‌ها. درک اشخاص دیگر یعنی اینکه آن‌ها چه‌کار می‌‌توانند انجام دهند، چگونه با دنیا و دیگران رابطه برقرار می‌‌کنند، واکنش احتمالی آن‌ها چیست، چه چیزی را دوست دارند، از چه چیزی اجتناب می‌‌کنند و چه احساسی دارند. این نوع هوش امکان می‌دهد تا افراد به‌طور مؤثری با دیگران کار کنند. مربیان فروشندگان، روحانیون، سیاستمداران و مشاوران همگی هوش میان فردی توسعه‌یافته را نیاز دارند.
  7. هوش درون فردی: هوش درون فردی شامل توانایی آگاه شدن از احساس‌ها، انگیزه‌ها و امیال خود و هدایت اثربخش زندگی می‌شود (دانستن اینکه چه کسی هستید، توانایی‌ها و ناتوانی‌های شما در چیست، آرزوها و هدف‌هایتان کدام اند، چه احساسی دارید، از چه چیزی اجتناب می‌کنید، و در شرایط مختلف چگونه واکنش نشان می‌دهید).
  8. هوش طبیعت‌گرایانه: هوش طبیعت‌گرایانه شامل توانایی مشاهده الگوها در طبیعت و درک نظام‌های طبیعی و دنیای مدرن از راه تمیز قائل شدن بین موجودات زنده و غیرزنده و اشیای ساخته‌شده دست انسان و دسته‌بندی کردن آن‌ها است.
هوش‌های چندگانه
هوش‌های چندگانه

تبیین هوش‌های چندگانه

سه نوع نخست هوش‌های چندگانه یعنی کلامی، منطقی- ریاضی و فضایی در نظریه‌های دیگر نیز مطرح شده‌اند. بااین‌حال، هوش‌های موسیقایی، بدنی- جنبشی، درون فردی، میان فردی و طبیعت‌گرایانه اختصاص به نظریه گاردنر دارند.

صاحب‌نظران این کارکردهای اخیر را به‌عنوان بخشی از حیطه روانی- حرکتی یا بخشی از شخصیت در نظر می‌گیرند. ولی گاردنر آن‌ها را به‌عنوان یک نوع هوش معرفی می‌کند. گاردنر بر این باور است که روابط مهمی بین انواع مختلف هوش‌ها و رویکردهای یادگیری وجود دارد.

دلایل گاردنر برای وجود هوش‌های مختلف و جدا از هم به استناد شواهد حاصل از تحقیقات مربوط به صدمات مغزی است. بررسی‌ها نشان داده‌اند که صدمه به یک بخش خاص از مغز بر همه توانایی‌های ذهنی تأثیر یکسانی ندارد. صدمه به نیمکره چپ مغز تأثیر قطعی بر هوش زبانی دارد، اما تأثیر کمی بر هوش موسیقایی، فضایی و میان فردی دارد.

برعکس صدمه بر نیمکره راست مغز بر هوش‌های میان فردی، فضایی و موسیقایی تأثیر می‌گذارد و اما هوش زبانی دست‌نخورده باقی می‌ماند. فردی که به خاطر صدمه نیمکره چپ دچار زبان پریشی است و به‌سختی می‌تواند صحبت کند یا بفهمد، ممکن است او قادر به آواز خواندن باشد یا آهنگساز خوبی باشد و این نشان می‌دهد که مغز به شیوه‌های متفاوتی صداهای زبانی و موسیقایی را تحلیل می‌کند.

گاردنر اعتقاد دارد که فرهنگ‌های مختلف انواع مختلفی از هوش را مورد تأکید قرار می‌دهند. برای مثال، در فرهنگ غربی هوش‌های زبانی و منطقی- ریاضی و در فرهنگ شکارچیان هوش بدنی جنبشی به‌شدت ارزش‌گذاری می‌شود. علاوه بر آن ممکن است هوش در فرهنگ‌های مختلف متفاوت ظاهر گردد. برای مثال در فرهنگ غربی هوش فضایی احتمالاً در نقاشی، مجسمه‌سازی یا هندسه نشان داده می‌شود اما در میان مردم کیکویو در کشور کنیا این هوش ممکن است در توانایی اشخاص در تشخیص دادن حیوان‌های مختلف و شناسایی دام‌های خود از میان دام‌های کسان دیگر انعکاس یابد.

استقبال از هوش‌های چندگانه در محیط‌های آموزشی

هرچند نظریه هوش‌های چندگانه گاردنر در مجامع علمی روانشناسی موردپذیرش گسترده قرار نگرفته است، بااین‌حال در محیط‌های آموزشی با استقبال فراوان روبرو شده است و مربیان برخی از مدارس فعالیت‌های آموزشی خود را بر اساس هوش‌های هشت‌گانه گاردنر سازمان می‌دهند. برای این استقبال دو علت می‌توان ذکر کرد:

  • نخست اینکه هر شخصی در برخی از این هوش‌ها قوی هستند و
  • دوم اینکه این نظریه برحسب کارکردهای آموزشی تلاش می‌کند تا توان بالقوه افراد را به فعلیت برساند.

این دیدگاه ممکن است برای رویکردهای آموزشی خیلی مفید باشند. نتایج بسیاری از پژوهش‌ها نیز حاکی از آن است که تحقق نظریه هوش‌های چندگانه می‌تواند خدمات بسیار مثبتی در پرورش استعدادهای یادگیرندگان و کارآمدی محیط‌های آموزشی داشته باشد. برای مثال، مطالعات انجام‌شده نشان می‌دهد که آموزش هدایت‌شده بر اساس اصول نظریه هوش‌های چندگانه به‌طور معنی‌داری می‌تواند در پیشرفت تحصیلی یادگیرندگان نقش داشته باشد.

سنجش هوش‌های چندگانه

در سال‌های اخیر صاحب‌نظران آموزشی بر شناسایی توانایی‌ها و استعدادهای دانشجویان و پرورش این استعدادها خیلی تأکید می‌کنند. ازاین‌رو موسسه‌های آموزشی در شناسایی ویژگی‌های شناختی یادگیرندگان مسئولیت دارند. توانایی‌ها و نیمرخ هوشی افراد را می‌توان با استفاده از روش‌های مختلف سنجش نظیر مشاهده، مصاحبه، نظر همسالان مشخص کرد.

به هنگام استفاده از این روش‌ها معمولاً ابزارهایی نظیر آزمون‌های هوشی، فرم‌های مصاحبه و دستورالعمل‌هایی برای مشاهده و نمره‌گذاری مورداستفاده قرار می‌گیرد. بااین‌حال، یکی دیگر از منابع اطلاعاتی در مورد ویژگی‌های هوشی یادگیرندگان، خودشان هستند.

 یافته‌های معنی‌دار درباره نیمرخ هوشی افراد را می‌توان با استفاده از شیوه‌ای که افراد درباره خودشان فکر می‌کنند به دست آورد. مزیت مقیاس‌های خود گزارشی سهولت اجرا و نمره‌گذاری عینی آن‌هاست. با توجه به اهمیت سنجش هوش‌های چندگانه دانش آموزان و دانشجویان در بسیاری از موقعیت‌های سنجش از قبیل مراکز راهنمایی و مشاوره تحصیلی، راهنمایی شغلی و موقعیت‌های آموزش- یادگیری، دکتر اکبر رضایی در سال ۱۳۹۲ به تهیه و تدوین پرسشنامه‌ای روا و پایا برای شناسایی نیمرخ‌های هوشی افراد بر اساس ادراک شخصی خودشان اقدام کرد. این پرسشنامه همه‌روزه بر روی علاقه‌مندان به سنجش هوش‌های چندگانه در مرکز مشاوره جوانه رشد تبریز اجرا می‌شود.

دکتر اکبر رضایی روانشناس تبریز

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید